ارزیابی کارایی چند حشرهکش بیولوژیک در کاهش خسارت و حمایت از پارازیتوییدهای کرم خوشهخوار انگور Lobesia botrana (Lepidoptera: Tortricidae) در تاکستانهای ارومیه
نویسندگان
1 گروه گیاه پزشکی دانشکده کشاورزی دانشکده کشاورزی دانشگاه ارومیه
2 عضو هیات علمی بخش تحقیقات کنترل بیولوژیک موسسه تحقیقات گیاه پزشکی کشور
3 استاد گروه گیاه پزشکی دانشگاه ارومیه
4 استادیار گروه گیاه پزشکی دانشگاه ارومیه
doi
10.22092/bcpp.2016.103029چکیده
کرم خوشهخوار انگور، Lobesia botrana آفت مهم تاکستانهای ایران است. در این تحقیق تأثیر چند حشرهکش با منشاء زیستی در کنترل خسارت کرم خوشهخوار انگور و حفاظت از پارازیتوییدهای لارو آن ارزیابی شد. تیمارهای آزمایشی شامل حشرهکش میکروبی باکتری Bacillus thuringiensis var. kurstaki(BTK)، حشرهکشهای گیاهی نیمآزال و بیووان، اختلاط BTK و نیمآزال، حشرهکش فسفره رایج (بازودین) و شاهد بود. آزمایش در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی در 4 تکرار در یکی از باغهای انگور شهرستان ارومیه اجرا شد. ارزیابی کارایی تیمارها، 7 و 14 روز پس از اعمال تیمارها با استفاده از شاخصهای درصد آلودگی خوشهها و تعداد آشیانه لاروی در 100 خوشه انجام شد. نتایج حاصل نشان داد بین تیمارهای مورد بررسی از نظر شاخصهای هدف در سطح احتمال یک درصد اختلاف معنیداری وجود دارد و بیشترین کارآیی در تیمارهای بازودین و بیووان مشاهده شد. درصد آلودگی خوشهها در تیمارهای یادشده بدون اختلاف معنیدار بهترتیب 50/7 و 75/6 درصد و تعداد آشیانههای لاروی در 100 خوشه بهترتیب 75/11 و 00/12 بود. در مقابل حشرهکش میکروبی BTK با 5/34 درصد آلودگی خوشه و 75/64 آشیانهی لاروی در 100 خوشه، کمترین میزان کارایی را در کنترل آفت داشت. درصد پارازیتیسم لاروی در تیمارهای BTK، نیمآزال، اختلاط BTK و نیمآزال، بیووان، بازودین و شاهد بهترتیب 6/9، 8/12، 9/13، 3/14، 0 و 6/14 درصد برآورد شد. براساس نتایج بهدست آمده حشرهکش بیووان میتواند برای کنترل کرم خوشهخوار انگور بدون تأثیر نامطلوب روی پارازیتوییدهای لاروی توصیه شود.