تحلیل معنای تأمل و نقش آن در مراحل سهگانۀ فلسفۀ هوسرل
نویسندگان
1 استادیار گروه فلسفۀ دانشگاه شاهد
doi
10.22059/jop.2021.316932.1006581چکیده
آنچه امروز به نام پدیدارشناسی هوسرل میشناسیم، حاصل تلاش روشمند وی برای فهم ساختار آگاهی و دادگی اشیاء در این ساختار است. یکی از مهمترین ارکان این روش، آن چیزی است که هوسرل از آن با نام «تأمل پدیدارشناختی» یاد کرده و آن را در مقابل تأمل طبیعی-روانشناختی قرار میدهد. از نظر هوسرل، تأمل یکی از بنیادیترین افعال آگاهی است که آنچه را از پیش بهصورت تلویحی و ضمنی داده شده، بهنحوی صریح و مضمونساز فراچنگ میآورد؛ لذا در هر تأملی نوعی گذار از آگاهی پیشاتأملی به آگاهی تأملی دیده میشود. در فلسفۀ هوسرل متناسب با مراحل سهگانۀ تحول فکری وی، با سه گونه تأمل مواجهایم که عبارتاند از: «تأمل طبیعی-روانشناختی»، «تأمل پدیدارشناختی» و در نهایت، آنچه ما آن را در این مقاله، «تأمل مطلق» یا «تأمل ناتمام» مینامیم. از نظر هوسرل هر تأمل، واجد دو جنبۀ متضایف است: الف) متعلق تأمل؛ ب) عامل (سوبژۀ تأمل)؛ لذا هر تأملی همراه با نوعی خودآگاهی یا به تعبیر هوسرل، «خودروشنسازی» است؛ بنابراین، متناظر با انواع سهگانۀ تأمل در فلسفۀ وی، ما با سه معنا از «خود» یا «اگو» مواجه میشویم.در مقاله حاضر ضمن تبیین معنای تأمل در مراحل سهگانه فلسفه هوسرل، نقش بنیادین آن در هریک از مراحل سهگانه تفکر وی بررسی شده و نشان داده شده است که چگونه تغییر در ابژه تأمل در هریک از این مراحل به درک عمیق تر و بنیادی تری از سوبژه منجر شده است.