نسبت الفاظ و معانی در نظر فارابی با تکیه بر کاربرد اسامی «مثال اوّل» و «مشتق» در بیان معانی فلسفی
نویسندگان
1 استادیار گروه فلسفۀ اسلامی مؤسسۀ پژوهشی حکمت و فلسفۀ ایران
doi
10.22059/jop.2021.315377.1006575چکیده
فارابی در جدال میان دو قول دربارۀ منشأ زبان، یعنی طبیعتگرایی افلاطونی و قراردادگرایی ارسطویی، موضع مستقلو بدیعی دارد. افلاطون حکایتگریِ لفظ از معنا را منوط به مناسبت حروف و اصوات تشکیلدهندۀ لفظ با معنا میدانست و ارسطو چیزی جز وضع و توافق گویشوران را معتبر نمیدید. در نظر فارابی «شباهت ساختار الفاظ با معانیِ مدلول» لازمۀ صحت و قوّت زبان و ضامن حکایتگریِ آن از معناست. او از میان قواعد زبانی، قاعدۀ اشتقاق را دارای بیشترین ظرفیت در نمایاندنِ شباهت و مناسبت میان الفاظ و معانی میبیند و آن را در موارد مختلفی به نمایش میگذارد. اطلاق اسامی «مشتق» یا «مثال اوّل» بر مراحل مختلف معرفت و اجناس و انواع مقولات جوهری و عرضی در حالات مختلف و تبیین وجه فلسفی این اطلاقات، از این موارد است. او توضیح میدهد که چگونه شباهت ساختار هریک از این دوگونه لفظ با ویژگیها و نسبتهای ذاتیِ معانی و مفاهیم فلسفیِ مدلولشان آنها را شایستۀ این دلالت میکند. در جایگاهی دیگر، با اشاره به «مثال اوّل» بودن واژههای معادل «موجود» در دیگر زبانها، از ویژگیها و جایگاه معنای مدلول این لفظ در فلسفه خبر میدهد و دوستدارانِ عربزبان فلسفه را از خطاهایی که ممکن است به دلیل ظاهرِ مشتق این لفظِ منقول دچار شوند، آگاه میکند.