تقاطع میان تجربۀ دینی و تجربۀ زیبایی‌شناختی

نویسندگان

1 استادیار گروه فلسفۀ هنر مؤسسۀ آموزش عالی هنر و اندیشۀ اسلامی

doi
10.22059/jop.2021.288074.1006469
چکیده

بررسی تقاطع میان تجربۀ دینی و تجربۀ زیبایی‌شناختی، می‌تواند نسبت میان دین و هنر را بیش از پیش روشن کند. میزان اشتراکات و شباهت‌ها مشخص می‌کند که آیا منشأ واحدی در کار است؟ آیا از  هردو می‌توانیم نتیجۀ یکسانی انتظار داشته باشیم؟ نوشتار پیش رو در گردآوری اطلاعات از روش کتابخانه‌ای و در استنتاج، از روش توصیفی- تحلیلی بهره برده است. زمینه‌های مشترکی همچون نهضت‌های فلسفی و ادبی در شکل‌گیری تجربۀ دینی و تجربۀ زیبایی‌شناختی نقش داشته‌اند. سوبژکتیویسم کانت بر هردو تأثیر جدی داشته است و از حیث معرفت‌شناختی تشابهات بسیارنزدیکی به هم دارند. پس از سوبژکتیویسم کانت و فروکاستن دین به تجربۀ دینی و زیبایی به تجربۀ زیبایی‌شناختی، بسیاری احساس کردند که رابطۀ میان دین و هنر به‌کلی منقطع شده است و اندیشه‌های دوران مدرن توانسته است این ارتباط وثیقِ دوران کلاسیک را از بین ببرد؛ امّا بعد از مطالعۀ اشتراکات میان تجربۀ دینی و تجربۀ زیبایی‌شناختی، می‌توان احساس کرد به‌‌رغم پروژۀ کانتی در تفکیک دین و زیبایی، به‌قدری این دو به هم نزدیک هستند که برخی تجربۀ زیبایی‌شناختی را ادامۀ تجربۀ دینی با واسطه‌های متفاوت می‌دانند و بعد از کانت نیز، درهم‌تنیدگی زیبایی و دین از میان نرفته است.