تأملی بر تفاوت رهیافت هرمنوتیکی گادامر با هایدگر به مسئلة تناهیِ حقیقت
نویسندگان
1 استادیار گروه فلسفۀ دانشگاه تهران
doi
10.22059/jop.2020.311045.1006552چکیده
در این نوشتار کوشیدهایم رویکرد انتقادی هرمنوتیک فلسفی گادامر به هایدگر را دربارة سنت و زبان متافیزیک از طریق بنیادیابی آن در تلقی متفاوت این دو متفکر از مسئلة تناهی حقیقت تفسیر کنیم. مقصود از تناهی حقیقت در اینجا، تأکید بر دسترسناپذیری بنیاد پدیداریِ پدیدار و عدم امکان بنیانگذاریِ حقیقتِ هستیشناختی بر حضور مطلق در بیواسطگی یا وساطت تام است. در این نوشتار میکوشیم بر اساس تفسیری اجمالی از تناهی رویداد حقیقت در اندیشة متأخر هایدگر ذیل مفهوم رویدادگی، نشان دهیم که گادامر چگونه ایدة محوری هایدگر، یعنی بیبنیادی و پوشیدگیِ رویداد حقیقت و بهویژه دسترسناپذیریِ آن را برای مفاهیم متافیزیکی ذاتاً متحول ساخته است و با نفیِ آغازگاه فراروندة اندیشة هایدگر از متافیزیک، آن را چگونه به مفاهیم متافیزیکی بازمیگرداند؛ از این طریق که گادامر مفهوم رویدادگی هایدگری را با رجوع به فلسفة هگل، بر اندیشة اینهمانی میان حقیقت و کل، و نیز با تفسیر کل به مثابة تاریخ روح، ذیل نظریة تاریخ تأثیر و تأثر تفسیر میکند و با رجوع به بحث چشمانداز و افق در پدیدارشناسی ادراک حسی هوسرل، تناهیِ حقیقت را به منزلة وحدتبخشیِ تامشوندة همواره اتمامناپذیر در گفتوگو میان فهم و سنت میفهمد.