تحلیل عناصر داستان در منظومه های خسرو و شیرین نظامی و شیرین و خسرو هاتفی

نویسندگان

1 عضو هیئت علمی دانشگاه حضرت نرجس(س) رفسنجان

2 دانشیار رشتة زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه سیستان و بلوچستان.

doi
10.22091/jls.2018.2367.1114
چکیده

نظامی گنجوی، در پایان قرن ششم نظم داستان­ های بزمی و غنایی را به نهایت کمال رسانیده است. بعد از او شاعران زیادی سعی کردند تا با نوشتن نظیره­ هایی در برابر منظومه ­های او، مهارت­ های خود را به نمایش بگذارند؛ که یکی از آنها هاتفی است، امّا هیچ یک از آنها به جایگاه والای نظامی نرسیده است. در این پژوهش سعی بر آن بوده است تا با تجزیه و تحلیل عناصر سازندة داستان در دو منظومة «خسرو و شیرین» نظامی و «شیرین و خسرو» هاتفی، نقاط قوّت و ضعف آنها را شناسایی کرده و به شناخت بیشتری نسبت به آنها دست یابیم.در این پژوهش وجوه تمایز این دو داستان در زمینة طرح داستان (کشمکش، گره افکنی، گره گشایی، حادثه)، شخصیّت پردازی و صحنه پردازی، مورد بررسی قرار گرفت. بررسی­ های انجام شده در این زمینه نشان می­دهد که هاتفی در تقلید از منظومة  نظامی خوب عمل نکرده و عناصر داستان در اثر او به صورتی ضعیف نمایان شده است که این امر سبب شده طرح داستانِ هاتفی سست ­تر از نظامی باشد. این پژوهش به شیوة توصیفی و تحلیلی صورت گرفته است.