انسجام واژگانی و دستوری با رویکرد به واژه های مکرّر در دیوان منوچهری (بر اساس نظریۀ هلیدی و حسن)

نویسندگان

1 استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه علامه طباطبایی (ره) تهران

2 استادیار زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه آزاد اسلامی ساوه

3 دانشجوی دکتری زبان وادبیّات فارسی دانشگاه آزاد اسلامی ساوه

4 استادیار زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه آزاد اسلامی ساوه

doi
10.22091/jls.2018.2716.1127
چکیده

در این پژوهـش با بهـره­ گیـری از نظـریۀ تکامل­ یافته انسجـام هلیـدی و حسن (۱۹۸۵) در زبـان ­شناسـی نقش ­گـرا، به تحلیل انسجام و پیوستگی در ابیاتی که با رویـکرد به «واژه­های مکرّر» در دیوان منوچهری بوده پرداختـه ­ایم تا روشن نماییم ابیات این دیـوان ارتباط معنـایـی زنجیـره­ های انسجـامی را چگونه محقق می ­سـازند. بر اساس این نظـریه، «انسجـام» روابط میان عناصـر سازنـدۀ متن است اما صرف دست یافتـن به عـوامـل انسجـام در متن، آن متن را منسجـم نمی ­کند؛ بلکه پس از نشـان دادن این عـوامـل، بررسی پیوستگی متن مورد نظر بر پایۀ هماهنگی انسجامی ضروری است. در این پژوهش اثبات شد که ابیات منوچهری از انسجـام و پیوستگی بالایی برخوردار است. از کُل ۴۵۶ گره انسجامی این مقاله، در «انسجام واژگانی»، از مجموع «4/41%» گره به ترتیب: «تکرار با بسامد 1/26%»، «باهم آیـی 4/7%»، «تضاد معنایی 2/4%»، «هم معنایی 2%» و «شمول معنایی 1/7%» کمترین بسامد واژگانـی را به خود اختصاص داده­ اند. در «انسجـام دستوری» نیز به ترتیب: «ارجاع شخصی و اشـاری 7/21% »، «ادات ربـط 8/15%»، «حذف 9/14% »، «ارجـاع سنجشی 4% » و «جـانشینی 2/2%» به چشم می ­خورند.