تحویل و واقع‌گرایی ساختاری وجودی

نویسندگان

1 استادیار پژوهشکده مطالعات بنیادین علم و فناوری دانشگاه شهید بهشتی

doi
10.22059/jop.2021.313014.1006564
چکیده

تحویل علمی یکی از مسائل مهم فلسفة علم است که به دیگر مسائل آن، از جمله به واقع‌گرایی علمی مربوط می‌شود. در این مقاله با اتخاذ موضعی مشخص دربارة «مفهوم تحویل» و «رویکرد به تحویل» که آن را رویکرد «ساختاری-پیشینی در زمان مشخص» نامیده‌ایم، به بررسی برقراری روابط حدی و روابط ساختاری میان دو نظریه می‌پردازیم. همچنین با فرض واقع‌گرایی ساختاریِ ‌وجودی، بیان صریح جنبة معناشنا‌ختی مسئلة تحویل و فرض برقراری جنبة معرفت‌شنا‌ختی آن، به دو اشکال که به رویکرد  ساختارگرایانه وارد شده است، پاسخ می‌دهیم؛ این دو اشکال، یکی اشکال ناشی از قضیة شفنر است و دیگری، اشکال هستی‌شناختی نامیده شده است. همچنین نشان می‌دهیم هیچ‌یک از اشکالات به رویکرد ساختاری-پیشینی در زمان مشخص وارد نیست. همین‌طور استدلال می‌کنیم که ادعای قضیة شفنر به رویکرد ساختارگرایانه، به معنای عام هم وارد نیست، و اشکال هستی‌شناختی هم تنها به بهای هزینة گزاف فرض‌های متا‌فیزیکی نه‌چندان مقبول وارد می‌شود؛ یعنی تنها بر اساس فرض‌های متا‌فیزیکی‌ای چون جوهر، این‌بودن، ویژگی ذاتی، خودبودگی یا چیزهایی شبیه به این‌ها، که بر اساس آن‌ها بتوان بین امور تمایز برقرار کرد، می‌توان اشکال را وارد دانست؛ فرض‌هایی که هزینة قبول آن‌ها بیش از قبول رویکرد ساختارگرایانه است.