بررسی چند حکایت‌‌ از گلستان بر اساس نظریۀ زمانی ژنت

نویسندگان

1 گروه ادبیات دانشگاه محقق اردبیلی

2 گروه ادبیات دانشگاه محقق اردبیلی

doi
10.22091/jls.2018.2560.1121
چکیده

پژوهش پیش رو، به منظور بررسی نظریۀ «زمان روایی» ژنت و با رویکرد ارزیابی این نظریه در تعامل با حکایت‎های گلستان، به بازخوانی حکایت‎هایی چند از آن پرداخته است. پیرامون مؤلفه‌‌های زمان رواییِ ژنت در گلستان، ناگزیر هستیم تا نظم گاهشمارانۀ طبیعی و منطقی را مجزا کرده و در بحث  نظم و ترتیب زمانی، این دو را به طور جدا از هم بررسی کنیم. نیز پی‎رفت‎های متفاوتی که در هر روایت پیش رو داشتیم، ما را بر آن داشت تا از تعریف روایت مادر و روایت خُرد بهره بگیریم. رخداد برون‌‌روایی و رخداد درون‌‌روایی، تعاریف دیگری هستند که می‎تواند در تبیین تفاوت زمان و سرعت داستان و روایت به کار گرفته شود. در بررسی بسامد‎ به عنوان یکی از مؤلفه‌‌های نظریه یاد شده، بسامد شباهت که پیش از این در مقاله‎ای تحت عنوان «زمان و روایت» به کار رفته است، در تبیین بهتر بسامد‎های روایی راهگشا گردید. این پژوهش، به روش توصیفی ـ تحلیلی انجام گرفته است که در آن، آغاز بحث با نظرداشت به نظریه‎های مطرح پیرامون «زمان و هستی»، مانند نظریه‎های هوسرل، شوتز و هایدگر بوده است. بر این اساس می‎توان گفت: سخن سعدی ـ در گلستان ـ به دلیل برخورداری از ایجاز‎های پرداخته و سنجیده، بار‎ها در برابر نظریۀ یاد شده کامل‎تر جلوه می‎کند. از این رهیافت، راوی در گلستان، ما را با مقوله‎های جدیدی نظیر: روایت مادر، روایت خُرد، رخداد برون روایی، رخداد درون روایی، بسامد شباهت، دنیای راوی، پسماند روایی و داستان برق‌‌آسا (شیوۀ نوینی از داستان‌‌نویسی معاصر) روبرو می‎کند.