جایگاه و نقش حس‌‌آمیزی در شعر شفیعی‌کدکنی

نویسندگان

1 عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شرق

doi
10.22091/jls.2018.2114.1104
چکیده

حس‌‌آمیزی یکی از شگردهای تصویرسازی است که در آن امور مربوط به یکی از حواس با امور و وابسته‌های حسّ دیگری می‎آمیزد. این شگرد هنری در آثار ادبی از سه جهت حائز اهمیت است: 1. از نظر زبانی باعث خلق ترکیبات نو و تازه می‌شود و از این طریق منجر به توسّع زبانی می‌گردد. 2. از نظر معنایی آمیختگی امور مربوط به حسّی با حسّ دیگر بویژه با حسّ بینایی باعث عینی شدن و در نهایت فهم بهتر و راحت‌تر معنا می‌شود. 3. از نظر زیبایی‌شناسی هم تصاویر زیبا و بدیعی از رهگذر آمیختگی حواس، فراهم می‌آید. این شیوه در دوره‌‌های مختلف شعر فارسی گاه کم و گاهی فراوان دیده می‌شود. یکی از دوره‌هایی که این شیوه مورد استقبال بیشتر شاعران قرار گرفته، دورۀ معاصر است و شاعرانی مانند: فروغ فرّخزاد، سهراب سپهری و شفیعی‌کدکنی از این شیوه فراوان بهره برده‌اند. در این مقاله حس‌‌آمیزی در شعر شفیعی‌کدکنی بررسی و تحلیل شده است. برای این هدف نمونه‌ها از مجموعه‌های شعری «آیینه‌ای برای صداها»، «هزاره دوّم آهوی کوهی» و شعرهای چاپ شده در شماره‌های 74، 92 و 98 مجلۀ «بخارا» استخراج و طبقه‌بندی شده و سپس مورد تحلیل قرار گرفته است. بسامد بالای نمونه‌ها که اکثر قریب به اتّفاق آن‌ها خلّاقانه و بدیع است، این شیوۀ هنری را به ‌عنوان یک ویژگی سبکی شعر شفیعی‌‌کدکنی اثبات می‌کند. در این ترکیب‌ها از میان حس‎های پنجگانه، حسّ بینایی حضور چشم‌گیرتری دارد و بیشتر ترکیب‌ها از آمیزش رنگ‌ها بویژه رنگ سبز با حواسّ دیگر فراهم آمده‌است. این مقوله با بعضی زمینه‌های فکری شعر شفیعی مانند: طبیعت‌گرایی، علاقه‌مندی به عرفان و ادب صوفیه، و نیز روحیۀ امید و نشاط و سرزندگی غالب بر شعرها، ارتباط دارد.