تحلیل ساختاری و زبانشناسانۀ غزل شوق دیدار قیصر امینپور
نویسندگان
1 کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی
doi
10.22091/jls.2017.1196.1045چکیده
مطالعۀ شعر از دیدگاه زبانشناسی، تمام نشانههای کلامی در دستگاههای گوناگون شعری را بررسی میکند. زبانشناس ساختارگرا نیز با بررسی عناصر زبانی گوناگون، مسایل معناشناسی را در تمام سطوح زبان تحلیل میکند و دستگاههای عروضی، آوایی، واژگانی، نحوی و بلاغی را در خدمت معنا و ادبیّت متن قرار میدهد. هدف این پژوهش، بررسی این دستگاهها در ارتباط با ساختار و محتوای شعر و نقش هر یک در ایجاد توازن و ادبیّت متن است. بر این اساس، حاصل تحلیل این الگوهایِ ایجاد توازن و هنجارگریزی در غزل «شوق دیدار» در دستگاههای ذکر شده، نشان میدهد که امینپور در دستگاه عروضی و آوایی و نحوی، تلاش بیشتری برای ایجاد موسیقی در جهت بیان احساس و اندیشه خود نموده است. در دستگاه بلاغی، عنصربلاغیِ «تشخیص» توانسته است موجب هنجارگریزی و پویایی خیال و اندیشه شاعر شود. در این غزل، ساختار و محتوا دارای انسجام است و عناصر آوایی، واژگانی، نحوی، بلاغی و معنایی در سراسر بافت شعر هماهنگ با یکدیگر عمل میکنند.