ارزیابی جایگاه هنر به عنوان شرط فلسفۀ آلن بدیو

نویسندگان

1 دانش‌آموختۀ دکتری فلسفۀ هنر دانشگاه علامه طباطبائی

doi
10.22059/jop.2020.295164.1006497
چکیده

در این مقاله بعد از بیان دیدگاه آلن بدیو در خصوص جایگاه هنر به عنوان یکی از شرایط فلسفه، نسبت خاص فلسفۀ او را با هنر مورد ارزیابی قرار خواهیم داد. بررسی نوع مواجهۀ او با آثار هنری و شعری تردیدهایی را در خصوص اهمیت و جایگاه واقعی هنر بما هو هنر در دستگاه فلسفی او پدید می­آورد. این تردیدها به برانگیخته شدن انتقادات و دفاعیاتی از سوی منتقدان و شارحان نیز منجر شده است. این مقاله با بررسی گسترۀ معتنابهی از متون و دیدگاه­های بدیو دربارۀ این مسئله و از جمله با بررسی مدعای بدیو در خصوص اخذ مفهوم «رخداد» از شعر استفان مالارمه، استدلال­هایی را ارائه خواهد کرد که نشان می­دهند جایگاه عملی و حقیقی هنر در فلسفۀ بدیو به هیچ وجه آن جایگاه اساسی و غیر قابل حذفی که ادعا می­شود نیست، بلکه بسیار کمتر از آن، در حد یک تفنن فلسفی است که مقولات و مفاهیم ازپیش‌ساخته و پرداخته‌شده را در آثاری که ملاک مشخصی برای گزینش­ آن‌ها وجود ندارد، یافته و عرضه می­کند. ممکن است فلسفۀ بدیو «دربارۀ» هنر حرف­های بسیار جدی برای گفتن داشته باشد، اما نقش هنر در شکل­گیری این فلسفه به هیچ وجه حتی نزدیک به یک «شرط» هم نیست.