پدیدارشناسی هرمنوتیک ارتباطات انسانیِ مبتنی بر حکایت؛ با تأکید بر مفهوم مَجال در میتوس
نویسندگان
1 استادیار گروه ارتباطات واحد تهران شرق، دانشگاهآزاد اسلامی
doi
10.22059/jop.2020.292284.1006482چکیده
هدف از تحقیق حاضر شرح و تفسیر ارتباطات انسانی مبتنی بر روایت/حکایت و خوانشی متفاوت از دوستی در یک ارتباط میتولوژیکال است. با توجه به اینکه شعرا و متفکران یونان باستان برای مفهوم «کلمه» از میتوس استفاده میکردند و از دوره سقراط به این سو مفهوم لوگوس جایگزین آن گردید و رواج یافت؛ ابتدا با تفسیر مفهوم لوگوس درسنت پدیدارشناسی و روش هرمنوتیک گادامر بیان میکنم که گفتوگوی مبتنی بر لوگوس چگونه در مفهوم همدمی تجلی مییابد. سپس اینپرسش اصلی را مطرح میکنم که در صورت بازگشت به مفهوم میتوس و اعاده حیثیت معنایی آن به مثابه کلمه، چگونه میتوس دریک گفتوگوی دوستانه حضور مییابد و خصوصیات چنین ارتباطی از چه قراری میتواند باشد؟ به عنوان فرضیۀ فرعی، این پرسش را مطرح میکنم که اگر حضور لوگوس در دیالوگ زنده منجر به جریان افتادن نفْس(پسوخه) و فرارسیدن لحظۀ همدمی میگردد، آیا ارتباط میتوسی نیز یک ارتباط انفسی خواهد بود؟ برای آشکار ساختن نسبتِ نفْس و میتوس از خوانش ریکور از نظریۀ زمان اگوستین بهره میگیرم و برای دستیازیدن به غایتِ ارتباط مبتنی بر میتوس با استفاده از روش پدیدارشناسی هرمنوتیک ریکور بیان میکنم که چگونه گفتوگوی حقیقی در مقام میتوس مجالی برای خلوت انس خواهد بود.