نقش مرزبندی محلهها در انسجام و امتزاج اجتماعی آن (مطالعۀ موردی: مرز محلههای مظفری و الغدیر شهر کرمان)
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری شهرسازی، دانشکدة عمران، معماری و هنر، دانشگاه آزاد اسلامی تهران، واحد علوم و تحقیقات
2 استاد گروه شهرسازی، دانشکدة عمران، معماری و هنر، دانشگاه آزاد اسلامی تهران، واحد علوم و تحقیقات
3 دانشیار، گروه شهرسازی، دانشکدة عمران، معماری و هنر، دانشگاه آزاد اسلامی تهران، واحد علوم و تحقیقات
doi
10.22059/jhgr.2017.237211.1007492چکیده
فصل مشترک یکی از مضامین مهم در مرزبندی محلههاست که اهمیت بسیاری در مباحث مربوط به انسجام دارد. مرز محلهها در گذشته بهدلیل ساختاری همپیوند با بافت پیرامون خود، از عوامل اصلی انسجام بوده است. مسئلة پیشروی پژوهش حاضر، توسعة غیرمنسجم محلههاست که سبب جداسازی صرف از یکدیگر و پیدایش سلولهای منفک شهری شده است. ضرورت این پژوهش به این دلیل است که روند موجود، نتیجهای جز شکلگیری محلههای بدون همپیوندی با هم نخواهد داشت. هدف نیز بررسی مؤلفههای مرزبندی محلهها با رویکرد انسجام و تدوین معیارهایی در این زمینه است که با سنجش یکی از موارد انسجام، یعنی انسجام اجتماعی محلهها، به مقایسة کیفیت مذکور در مرز محلههای الغدیر و مظفری، واقع در بافت جدید و تاریخی شهر کرمان پرداخته شده است. پژوهش حاضر کیفی است که با استفاده از روش تحلیل محتوای متون انجام شده و دادهها بهکمک پیمایش میدانی و تهیة پرسشنامه گردآوری شده است (150n=). یافتهها نشان میدهد عوامل وضعیت دسترسیپذیری به مرز، کیفیت دسترسیپذیری به فضاهای تجمعی در مرز، کیفیت تعاملات اجتماعی، وضعیت پویایی و سرزندگی و قابلیت پیادهروی مرز، بهترتیب بیشترین سهم را در تعریف انسجام در مرز محلههای مسکونی دارند. درنهایت اینکه محلة تاریخی مظفری بهدلیل داشتن حداکثر شاخصهای امتزاج و همپیوندی، بیشترین میزان انسجام را دارد.