دولت و سیاست تنازعی در ایران معاصر، ضرورت گدار به دولت مصالحه گرا

نویسندگان

1 دانشیار علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران

doi
10.22054/tssq.2023.71590.1365
چکیده

تداوم سیاست تنازعی در ایران معاصر، پرسش از سرچشمه‌ها و سازوکارهای بازتولید این منازعات را به‌پیش می-کشد. در ادبیات موجود سرچشمه‌ این منازعات یا به دولت و یا به شکاف‌های اجتماعی نسبت داده شده است. در اثاری هم‌که به‌نقش دولت پرداخته شده یا بر وجوه ساختاری و یا ترتیبات نهادی آن تأکید شده‌است. این مقاله بر نقش کارکرد دولت تمرکز کرده و بر این اساس ظهور و عملکرد پنج نوع دولت را در برهه‌های مختلف تاریخ معاصر ایران شناسائی کرده که شامل دولت خود بازساز، دولت ملت‌ساز، دولت توسعه‌گرا، دولت بازتوزیع‌کننده و دولت توسعه‌طلب ‌است. مقاله نشان داد که هر یک از این دولت‌ها‌، گرچه به‌نوبه خود پیشرفت‌هائی داشته‌اند اما تأخر تاریخی و استراتژی‌ها و سیاست‌های گزینش شده آن‌ها ناکامی‌های بزرگی هم به‌بار آورده که باعث انباشت بحران‌ها و تشدید و تداوم منازعات سیاسی شده است. مقاله شرط برون رفت از این وضعیت را نیارمند استقرار «دولت مصالحه‌گرا» دانسته که می‌تواند از یک قرارداد اجتماعی فراگیر سربرآورد و براساس ترتیبات نهادی دموکراتیک و پذیرش تکثر و سازوکارهای رقابتی در عرصه‌های مختلف سیاسی، اقتصادی و اجتماعی کارکرد اصلی خود را حل‌منازعه قرار دهد و به جای مداخله اقتدارگرایانه در جامعه، پاسدار موجودیت و امنیت جامعه باشد و فقط انجا که سازوکارهای درونجوش و رقابتی با کسری یا تعارض منافع یا منازعه روبرو می‌شود به جبران نارسائی‌ها، رفع اختلافات و حل منازعات مبادرت ورزد و تعادل اجتماعی و ثبات سیاسی را بازتولید کند.