تحلیل ساختار داستانهای پهلوانی- حماسی ایران بر اساس نظریه اسطورههای تقویمی
نویسندگان
1 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه حضرت نرجس(س) رفسنجان
2 استاد گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه سیستان و بلوچستان
3 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه سیستان و بلوچستان
doi
10.22091/jls.2018.1184.1042چکیده
ساختارگرایی رویکردی است که قواعد ساختاری حاکم بر متون را با توجه به روابطشان در کل متن مورد بررسی قرار میدهد. پس از پراپ پژوهشگران همواره تلاش نمودهاند تا متون مختلف را مورد بررسی قرار داده با کشف الگوی ساختاری آنها، دستوری واحد برای تحلیل ساختار آنها ارائه نمایند. در پژوهش حاضر سعی شده است ساختار داستانهای پهلوانی ایرانی با تکیه بر داستانهای پهلوانی شاهنامه، بانوگشسب نامه، "کک کوهزاد"و ... به روش تحلیل محتوا و بر اساس نظریه ساختار اسطوره های تقویمی مورد بررسی قرار گیرد تا به این پرسش ها پاسخ داده شود که: آیا میتوان برای داستانهای پهلوانی ایران ساختاری مستقل از ساخت داستان های حماسی غربی ارائه داد؟ و دیگر اینکه آیا نبرد میان پهلوانان از نوع نبرد های میان مردگان و زندگان یا نبرد میان خیر و شر است؟ هدف تحقیق، یافتن اشتراکات و افتراقات ساختی این داستان هاست که قطعاً محصول گفتگوی ناخودآگاه اذهان ملتهاست. نتیجة پژوهش نشان می دهد که ساختار داستانهای پهلوانی ایران مستقل از داستانهای غربی میباشد. این داستانها که از اسطورة خیر و شر تأثیر پذیرفته، از دو سطح اسطورهای و روایی تشکیل شده است که ممکن است در بعضی از داستانها مثل بانوگشسب نامه که فقط سطح روایی در آن نمایان شده است، قابل مشاهده نباشند.