حافظ و نقد اجتماعی

نویسندگان

1 دانشجوی دکترای زبان و ادبیات فارسی دانشگاه قم

2 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه قم،

doi
10.22091/jls.2018.1188.1043
چکیده

یکی از علت‌های د­لنشینیِ غزلیات حافظ چندصدایی بودن آنهاست. غزل­هایی که گرچه عرفانی­اند، اجتماعی نیز هستند. غزل­های اجتماعی‌ حافظ آمیخته با طنز، حدیث نفس و درد جامعه‌اند. در میان این آمیختگیِ نکات عرفانی و طنز، صدایی رسا شنیده می شود؛ صدایی که منتقدانه و زیرکانه به‌نقد جامعه برخاسته است تا در هیاهوی ادعاهای مدعیان و ستم‌های فرادستان، فریاد انسانیت سر دهد. در این نوشتار نگاه منتقدانۀ حافظ را در چهار عنوان بررسی و با شواهد مربوط تحلیل کرده‌ایم: نقدهای حکومتی، نقد نهادها و مظاهر عقیدتی- اجتماعی، نقد رفتارهای اخلاقی- اجتماعی و نقد صفات شخصی. نتیجۀ تحقیق نشان می‌دهد که حافظ شاعری منتقد و نقّادی تیزبین است؛ نقد‌های حافظ، نقدهایی درونی­اند که بیش از آنکه جامعه را مسئول نواقص اجتماعی بداند، خود انسان را به ایجاد نقص­های اجتماعی متهم می­کند؛ یعنی حافظ نقدهای اجتماعی خود را بیشتر به انسان و رفتار او ـ که نمود و نماد جامعۀ خود است ـ وارد می­کند. او انسان را سازندۀ اجتماع خود می­داند و به همین دلیل جامعه را ـ چه مثبت باشد و چه منفی ـ زاییدۀ نوع رفتار افراد همان جامعه می­داند

کلیدواژه‌ها