پژوهشی در باب نقد بوغوسیان بر رئالیسم درونی پاتنم
نویسندگان
1 دانشآموختۀ دکتری فلسفۀ دانشگاه تربیت مدرس
doi
10.22059/jop.2020.293991.1006490چکیده
پل بوغوسیان در مقام انتقاد از نسبیگرایی و برساختگرایی و دفاع از عینیتگرایی، به استدلالهای سه تن از افرادی میپردازد که در آرای فلسفیشان، نوعی وابستگی واقعیت به توصیف را پذیرفتهاند. یکی از این افراد هیلاری پاتنم است که بوغوسیان دیدگاههای او در باب درهمتنیدگی واقعیت و قرارداد را هدف میگیرد. بوغوسیان معتقد است که پدیدۀ نسبیت مفهومی مبنای دیدگاه پاتنم در باب درهمتنیدگی واقعیت و قرارداد است. در اینجا مراد از پدیدة نسبیت مفهومی، حالتی است که ممکن باشد دو جملة متعارضْ صادق باشند. بوغوسیان پس از شرح این پدیده و رأی پاتنم در باب آن، به نقد رویکرد پاتنم میپردازد و نهایتا نتیجه میگیرد که این «استدلال» وافی به مقصود نیست و نمیتواند درهمتنیدگی واقعیت و قرارداد را توجیه کند. در این مقاله استدلال خواهد شد که اولاً پاتنم در همان زمان طرح پدیدۀ نسبیت مفهومی به این نقدها واقف بود و پیشاپیش پاسخهایی به آنها ارائه کرده بود؛ ثانیاً برخلاف تصریح بوغوسیان، دیدگاه پاتنم در باب درهمتنیدگی واقعیت و قرارداد مبتنی بر پدیدۀ نسبیت مفهومی نیست و بر استدلالهای دیگری (استدلال مدلتئورتیک و استدلال مبتنی بر ماجرای مغز در خمره) سوار است. بدینترتیب، حتی اگر نقدهای بوغوسیان به این پدیده درست باشد، باز هم دیدگاههای پاتنم مبنی بر درهمتنیدگی واقعیت و قرارداد و درهمآمیختگی ذهن و جهان رد نمیشود مگر آنکه آن دو استدلال نقد شود.