حامل صدقبودن گزاره و استحالۀ اشاره به معدوم؛ راه حل پارادوکس دروغگو
نویسندگان
1 دانشیار فلسفه و کلام اسلامی، دانشگاه تهران
2 دانشجوی دکتری فلسفه و کلام اسلامی دانشگاه تهران
doi
10.22059/jop.2020.293294.1006487چکیده
دو رویکرد عمده در حل یک دسته از تقریرهای پارادوکس دروغگو، یعنی دستهای که در آن از اسم اشاره استفاده میشود، عبارتاند از: انکار جملات خودارجاع و انکار قضیهبودن جملۀ دروغگو که حامل اولیه و حقیقی صدق است. اشکال عمدۀ رویکرد اول این است که توضیحی داده نشده است که چرا جملات خودارجاعی نداریم و معمولاً سعی دارند با وضع قراردادهایی جملات خودارجاع را خارج کنند. رویکرد دوم نیز با این اشکال اساسی مواجه است که توضیحی برای قضیهنبودن جملۀ دروغگو ندادهاند. در این جستار پس از طرح تقسیمبندی دوگانهای نو در رابطه با تقریرهای پارادوکس دروغگو به عرضه راه حل یا گویا راه انحلال، یک دسته از تقریرها، یعنی دستهای که در آن از اسم اشاره، تصریحاً یا تقدیراً استفاده میشود پرداخته میشود؛ راه حلی که دو رویکرد مذکور به نوعی در آن منطویاند. راه حل این است: از آنجا که اولاً، گزاره حامل اولیه و بالذات صدق است و ثانیاً، اشاره به معدومی که نه موجود بوده و نه در ارتباط با موجودی است، محال میباشد؛ بنابراین گزارهای متناظر با جملۀ «این جمله کاذب است» شکل نمیگیرد؛ زیرا پیش از تحقق کامل این جمله و پیش از حمل محمول بر موضوع، هنوز جملهای محقق نشده است تا بتوان بدان اشاره کرد و آنگاه بر آن حکمی کرد؛ بنابراین، گزارهای متناظر با این جمله نخواهیم داشت تا اولاً و بالذات متصف به صدق/کذب شود و جمله نیز به تبع آن صادق/کاذب باشد؛ زیرا بخشی از این جمله، یعنی موضوع، معنا ندارد؛ یعنی پیش از حکم «این جمله» نداریم.