نقد مفهوم عقل در فلسفۀ هگل بر اساس مفاهیم میل و منفیت
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری فلسفۀ دانشگاه علامه طباطبائی
2 دانشیار گروه فلسفۀ دانشگاه علامه طباطبائی
doi
10.22059/jop.2020.285149.1006460چکیده
بازتفسیر فلسفۀ هگل بر اساس میل و منفیت کار جدیدی است که سعی میکند فلسفۀ ایدهآلیستی را با رویکردی روانکاوانه و بر اساس سوژۀ فردی بازخوانی کند. از لابهلای اندیشۀ هگل، ایدۀ جذاب میل و ضرورتِ منفیت به عنوان ارکان اصلی خودآگاهی شکل میگیرد ولی به خاطر اصالتی که وی برای مقولات کل و جمع قائل است آن را نسبت به فرد جزئی چندان وفادارانه روایت نمیکند و این فضای خالی را برای تفسیرهای دیگر نزد مفسران باقی میگذارد. همین مقوله است که به نقطۀ عطفی برای رویکرد انتقادی مکتب فرانکفورت تبدیل میشود تا ارتباط ناموفق سوژۀ هگلی با جهان را دوباره برقرار کند و سعی کند به کاستیهای آن بپردازد. در این مقوله مشخص میشود که ارتباط فاعل با جهان اطرافش بر اساس میل و عواطف شکل میگیرد و ادامۀ مسیر خودآگاهی تا رسیدن به یک سوژۀ موثر و انقلابی نیازمند نگاهی مبتنی بر این دو مفهوم است. چالش پیش رو موضوع این مقاله را شکل و نشان میدهد که چطور حفرۀ موجود در اندیشۀ هگل راه را برای حضور ضروری هنر باز میکند تا جایی که به جای پایان هنر بار دیگر آغاز آن اعلان شود. با این نگاه است که ما نیاز به بازخوانی ناخودآگاه، تخیل و رویاهای خود داریم تا بتوانیم مجدداً از روی سر به روی پاها بازگرداننده شویم.