تأثیر پذیری ملک الشعرای بهار و احمد شوقی از فابل های لافونتن در تحوّل سنّت ادبی ایران و مصر
نویسندگان
1 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه خوارزمی
2 دانش آموخته کارشناسی ارشد دانشگاه خوارزمی
doi
10.22091/jls.2018.2171.1105چکیده
نقش ترجمه در وام گیری، اقتباس و بومیسازی آثار ادبی و در نهایت در تحول ادبی کشورها بسیار برجسته و غیر قابل انکار است؛ تا آنجا که میتوان گفت نمونههای موفق وامگیری ادبی با تکامل بخشیدن به مقوله بندی های مرسوم در یک فرهنگ معین و پیچیدهکردن آنها، موجب تحول ادبی نظام مند در پیکرة فرهنگ میشوند. شایان ذکر است که عصر مشروطیت در ایران و نهضت در مصر، وضعیت فرهنگی مشابهی داشته اند؛ به طوری که وضعیت شعر در ادبیات عرب پیش از نهضت و وضع شعر فارسی در عصر بازگشت ادبی دچار ضعف و انحطاط چشمگیری بوده است. آنچه مهم است اینکه در این عصر برخی از شاعران و نویسندگان برجسته برای رهایی از این تنگناها و شرایط حاکم اجتماعی و سیاسی و فرهنگی، از طریق ترجمه و وامگیری ادبی از دیگر فرهنگ ها در بومیسازی آثار ادبی کوششهای بسیار نموده و دست آوردهای ادبی مشابهی داشته اند که برای مقایسه و مقارنه قابل تامل هستند. از همین رو با عنایت به همزمانی ملک الشعرای بهار و احمد شوقی در این جستار بر آنیم که ضمن نشان دادن نقش این دو شاعر در تحول و تجدد نظام ادبی در ایران و مصر، به چگونگی تأثیرپذیری این شاعران از فابلهای لافونتن بپردازیم و با ارائه اشترکات و تفاوت شیوه فردی هریک در بومیسازی مفاهیم ترجمه شده، به نوع انتقال مفاهیم وام گرفته شده هر یک از آنها دست یابیم.