رابطۀ کنش و روایت در تفکر هیدگر

نویسندگان

1 دانشیار فلسفۀ‌ دانشگاه اصفهان

2 دانشجوی دکترای فلسفه دانشگاه اصفهان

3 دانشیار فلسفۀ دانشگاه اصفهان

doi
10.22059/jop.2020.75970
چکیده

مفهوم کنش در اندیشۀ هیدگر با فهم و طرح‌افکنی امکان‌ها مرتبط است. طرح‌هایی که دازاین (چونان آنجای وجود) پیش‌می‌افکند، تداعی‌گر طرح (plot) در روایت هستند. گرچه روایت از اصطلاحات هیدگری نیست، برخی مفسران براساس مفاهیم تاریخمندی و زمانمندی دازاین، برداشت روایت‌گرایانه‌ای از اندیشۀ وی داشته‌اند. در این نوشتار بر تفسیری متمایز که مدعی روایتمندی بنیادین دازاین است، متمرکز می‌شویم و ارتباط آن با کنش را بررسی می‌نماییم.  فرضیۀ اصلی ما این است که میان کنشمندی و روایتمندی دازاین، وابستگی متقابل و دوری هرمنوتیکی وجود دارد و هردو به‌جهت مساوقت با فهم و طرح‌افکنی، در بنیاد و ساختار اگزیستانسیال دازاین هم‌سرچشمه‌اند. هدف این بحث این است که نشان دهیم  چگونه نحوۀ روایت و تفسیر ما از زندگی و فهم خویش، می‌تواند تعیین کنندۀ نوع کنش‌های ما باشد. تحلیل این تأثیر، نقش مهمی در فهم ما از نحوۀ اثرگذاری انواع روایات از جمله داستان‌ها، فیلم‌ها، نقدها و ... بر رفتار و خودفهمی ما دارد. درخواهیم یافت که فهم ما از موقعیت و امکان‌هایی که داریم، نوع کنش ما را شکل می‌دهند و هر کنش به‌منزلۀ فهم، گستره‌ای از امکان‌ها را می‌گشاید که در غیرآن صورت بر ما فروبسته می‌ماند؛ این دور پیوسته ادامه دارد و عالم ما را می‌گسترد.