چهار چالش اساسی بر سر راه استدلالهای اخلاقی؛ دیدگاه دومِسِل
نویسندگان
1 استادیار گروه معارف دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه
doi
10.22059/jop.2020.75974چکیده
استدلالهای اخلاقی بالاخص با شیوه صورتبندی موجز و مبتنی بر سنت فیلسوفان تحلیلی از قرن بیستم رواج بسیار یافته است. دستمایه اصلی این مقاله بررسی چالشهای عملی بر سر راه تحقق یک استدلال اخلاقی کارآمد است. بنجامین دومسل از معدود کسانی است که این موضوع را مورد تحلیل مستقل قرار داده و بر این باور است که استدلال اخلاقی فربه و کمالیافته استدلالی نیست که صرفا از اعتبار منطقی برخوردار باشد بلکه باید از چند مانع یا چالش عملی نیز بسلامت عبور کرده باشد. بر همین مبنا، پرسش اصلی در این نوشتار این است که با توجه به دیدگاه دومسل، این چالشها کدام هستند و تا چه حد بجا و روا طرح شدهاند. انکار مسلمات اخلاقی، بیتوجهی به نگرش اخلاقی اشخاص، فقدان ژرفنگری و غفلت از ابعاد فردی مسائل اخلاقی، عناوین این چهار چالش هستند. یافتههای مقاله گویای آن است که اولا دومسل در تبیین و اثبات صحیح همۀ این موارد چالشبرانگیز چندان موفق نبوده و در موارد موفق نیز برخی از حالات آن نیازمند استدلال بهتر یا تبیین بیشتر است.