بررسی فلسفی دلایل علیه جرمانگاری فکر محض
نویسندگان
1 استادیار گروه فلسفه، حکمت و منطق دانشگاه تربیت مدرس
doi
10.22059/jop.2020.75975چکیده
در حقوق کیفری این اصل، کمابیش اصلی محترم و پذیرفته است که ما نباید کسی را به خاطر فکر محضاش مجازات کنیم. فکر محض نیز اقسام احساسات، امیال، تخیلات و آرزوها، باورها و نیات و تصمیمهای اجرایینشده را در برمیگیرد. دلایل کمابیش قانعکنندهای در خصوص اینکه چرا میبایست از مجازات فکر محض پرهیز نمود وجود دارد، دلایلی که بیشتر پیامدگرایانه هستند و به پیامدهای ناشی از تقنین چنین مجازاتهایی منجر میشود. در این مقاله اما میکوشم به بررسی مباحثی بپردازم که پیرامون دلایل غیرپیامدگرایانۀ مرتبط با این اصل شکل گرفته است و به ماهیت خود فکر محض و امکان جرمانگاری آن مربوط میشوند. بررسی من در اینجا عمدتاً به یک قسم فکر محض، یعنی نیت غیراجراشده یا نیت محض میپردازد و بحث دربارۀ اقسام مهم دیگری همچون باورهای بنیادگرایانه یا نژادپرستانه را مورد کندوکاو قرار نمیدهد. در این مقاله نشان میدهم که نیتهای غیراجراشده میتوانند آزاررسان، قابل اتصاف به وصف مجرمانه و قابل کشف و اثبات باشند و اگر ما همچنان میخواهیم شهود اخلاقیمان نسبت به اصل عدم جرمانگاری و رد مجازات فکر محض را حفظ کنیم میبایست بنیادهای محکمتری را پیدا کنیم.