شبه ‌سرمایه‌داری رانتیر؛ برآیند پارادوکس‌های دولت اندامواره، ابزاری و رانتیر در جمهوری اسلامی ایران

نویسندگان

1 استادیار سیاستگذاری عمومی دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران

doi
10.22054/tssq.2022.69002.1276
چکیده

جمهوری اسلامی ایران، نظامی است که در قالب الگوهای کلاسیک نظم سیاسی قابل دسته­بندی نبوده و فهم منطق کنش و رفتار سیاسی داخلی و خارجی آن در چارچوب­های نظری متعارف با دشواری­هایی روبروست. این پژوهش به دنبال ارائۀ الگویی مفهومی در فهم ماهیت نظم سیاسی و محرک­های رفتاری در جمهوری اسلامی است و این الگوی مفهومی را ذیل سنت نظری اقتصاد سیاسی جستجو می­کند. بلاتکلیفی در روابط بنیادین میان نهادهای دولت، بازار و جامعۀ مدنی، نظم اقتصاد سیاسی جمهوری اسلامی را به شکلی سامان داده است که در عین ناسازگاری با انواع نظم­های کلاسیک لیبرالیستی، سوسیالیستی، فاشیستی و کمونیستی، عناصری از هر یک از این نظم­ها را در خود دارد. این بلاتکلیفی ریشه در حضور هم­زمان دو مبنای فلسفی متعارض در باب چیستی و کارکردهای دولت دارد که در رویکردهای اندامواره و ابزاری مفهوم­پردازی می­شوند و این دو مبنای فلسفی متعارض در وجود هم­زمان ساختارهای موازی و سلسله­مراتبی از نقش­های اجتماعی متعارض تعین یافته است. علاوه بر این، ماهیت رانتیر دولت در ایران، به‌عنوان متغیری میانجی، امکان تعدیل و اصلاح در این نظم اقتصاد سیاسی را تضعیف کرده است. در این پژوهش الگوی مفهومی مناسب در فهم این نظم اقتصاد سیاسی در قالب سازۀ مفهومی «شبه سرمایه­‌داری رانتیر» مفهوم‌­پردازی شده است.