آینده دولت در نظریه‌های جهانی شدن

نویسندگان

1 استاد روابط بین الملل دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران

doi
10.22054/tssq.2022.69637.1299
چکیده

در این مقاله دو مدعای مطرح شده در مورد آینده دولت در فرایند جهانی­شدن که در آثار احمد گل­محمدی نیز مورد تأکید قرار گرفته است مورد بررسی قرار خواهد گرفت. مدعای اول در مورد تحقق جهانی­شدن و تداوم آن به عنوان فرایندی است که ماهیت پدیده­های اجتماعی را دگرگون خواهد کرد. مدعای دوم در مورد آینده دولت است. به خصوص دولت به معنای وبری آن. پرسش اصلی در این مقاله این است که از منظر نگرش­های گوناگون در مورد جهانی­شدن آیا دولت به معنای وبری تداوم خواهد یافت؟ فرضیه­ای که به دنبال بررسی صحت آن هستیم این است که با تداوم فرایند جهانی­شدن دولت به حایت خود ادامه خواهد داد اما با تحول جدی در کارکرد و نحوۀ نقش­آفرینی در عرصۀ جهانی مواجه خواهد شد. در این زمینه مروری بر نظریه­ها و اندیشه­های برخی از صاحب­نظران اصلی جهانی­شدن انجام شده و نشان داده شده است که از دید اکثر این نظریات، فرایند جهانی­شدن ادامه یافته و به فشردگی بیشتر و عمیق­تر فضا و زمان منجر خواهد شد. در عین حال دولت نیز به حیات و تأثیرگذاری خود ادامه خواهد داد اما ماهیت و کارکرد دولت عمیقا متحول خواهد شد و به تدریج از معنای وبری خود فاصله خواهد گرفت. برای نشان دادن صحت این مدعا هم به بررسی نظریات نظریه­پردازان اصلی جهانی­شدن پرداخته و هم با بررسی برخی از واقعیت و آمار موجود در فضای جهانی به خصوص پس از وقوع همه­گیری کرونا و جنگ اوکراین نشان خواهیم داد که در عرصۀ واقعیت چه اتفاقی برای این فرایند جهانی­شدن و آیندۀ دولت­ها افتاده است.