ساختار آزادی: سیستم یا فوگ؟

نویسندگان

1 دانش‌آموختۀدکتری فلسفه غرب دانشگاه تهران

doi
10.22059/jop.2019.74458
چکیده

اگرچه تغایر ظاهری میان آزادی و سیستم همواره در طول تاریخ اندیشه، زمینه ‏ساز مباحث متعددی بوده است، اما این فیلسوفان ایدئالیست آلمانی بودند که برای نخستین بار، نسبت میان این دو مفهوم را به‏ نحوی صریح صورت‏بندی کردند. در اینجا سیستم که ضامن انسجام شناخت است، بنیادی سوبژکتیو و عقلانی است؛ اما هایدگر در اندیشه متاخر خود از مفهوم سیستم که ساختار آن براساس نظمی ریاضیاتی تعیین می‏شود ولذا دلالت‏های مطلقا سوبژکتیو دارد، عبور می‏کند و به‏جای آن مفهوم فوگ را برای اشاره به ساختار باشندگی هستی به‏کار می‏گیرد.  اگرچه بر فوگ، همان انتظام سیستم حکم‏فرمایی نمی‏کند، اما این ساختار هم نظم خاص خودش را دارد. ویژگی ممتاز این نظم، قائم‏به‏ذات‏بودنِ اجزاء فوگ درعین وحدت آنهاست. به‏عبارت دیگر، این نظمی است که در آن آزادی هر جزء حفظ می‏شود و حتی این آزادی، وحدت درونی کل فوگ را تقویت می‏کند. بدین‏سان، مفهوم فوگ به هایدگر مجال می‏دهد تا ساختار منظمی را به اندیشه درآورد که نه تنها در برابر آزادی قرار نمی‏گیرد، بلکه اصلا اساس و بنیان آن آزادی است.