از جهان نگری تا کاربرد صنایع بدیعی در غزلیّات چهار تن از شاعران مکتب تصوّف
نویسندگان
1 استاد گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شهید مدنی آذربایجان
2 کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی
doi
10.22091/jls.2017.1054.1031چکیده
تفاوت در کاربرد صنایع بدیعی در دورههای مختلف شعر فارسی یکی از موضوعاتی است که کمتر بدان توجه گردیدهاست؛ بررسی سبکهای شعر فارسی نشان میدهد که در برخی از این دورهها بسامد و کاربرد برخی صنایع ادبی بیش از سایر صنایع بودهاست به عنوان مثال در اشعار دورۀ خراسانی کمتر نمونهای برای ایهام دیده میشود حال آنکه کاربرد این صنعت در سبک عراقی تبدیل به یکی از شاخصههای سبکی دورۀ مذکور گردیدهاست. برای یافتن پاسخ این مسئله باید از رویـکردهای جامعـهشناسانه یاری جست؛ در مقالۀ حاضر نویسندگان با استفاده از نظریۀ ساختارگراییتکوینی لوسین گلدمن، که میکوشد ارتباط میان ساختارهای ادبی و جهاننگری پدیدآورندگان آن را کشف نماید، کوشیدهاند تا پاسخی برای مسئلۀ مذکور ارائه دهند.بررسی جامعهشناسانۀ شعر چند تن از شاعران دورۀ عراقی چون مولوی، عطار، عراقی و... که میتوان آنها را اصلیترین شاعران سبک عراقی دانست، گویای آن است که الف: جهانبینی متأثر از افکار درونگرایانه در این دوره، که به اقتضای فضای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی حاکم بر جامعه بوده است، اصلیترین دلیل برتری کمّی کاربرد صنایع معنوی نسبت به صنایع لفظی بوده است ب: جهانبینی صوفیانه و مفهومگرایانهی این شاعران سبب بیتوجهی هر چه بیشتر این شاعران به صنایع بدیعی (حتی در مقایسه با شاعران دورۀ خراسانی چون عنصری و فرخی) گردیدهاست.