بررسی ماهیت زبان در فلسفه زبان فارابی
نویسندگان
1 دانش آموختۀ دکتری دانشگاه پنجاب هند
doi
10.22059/jop.2019.74469چکیده
تلاش جستار حاضر آن است که رویکرد فارابی را نسبت به موضوع زبان در حیطه فلسفه زبان دریابد. در این راستا، نخستین چالش پیش رو، پرسش از چیستی ماهیت زبان است. فارابی با طرح سه معنای نطق، در پی بیان سطوح مختلف زبانی است. درجات سه گانه نطق یا زبان، ارتباطِ بیان الفاظ و کلمات را با قوای ادراکی موجود در نفس انسان و نیز قوة تعقل آشکار می نماید. فارابی تعریف معینی از زبان ارائه نمی دهد، بلکه زبان نزد وی تعبیرِ زبان از مافی الضمیر همراه با قصد گوینده است. همچنین، یکی از مراتب زبان، قوة تعقل فطری است. اگرچه رابطه الفاظ و معقولاتِ آن الفاظ، وضعی و قراردادی است، اما رابطه معقولاتِ الفاظ با جهان خارج بر اساس طبیعت انسانی، و مشترک میان انسان ها است. فارابی معتقد است، معقولاتِ موجود در نفس (آثارِ حاصل در نفس، که همان ادراکات خیالی و عقلی هستند) به نوعی جهان خارج را تعریف می کنند؛ و این دیدگاه فارابی را می توان تفسیر او از نظریه مطابقتِ صدق دانست. نتیجه گیری پژوهش حاضر این است که رویکرد فارابی نسبت به زبان، شناخت شناسانه است.