اصل پراگماتیکی: عالی‌ترین مرحلة وضوح در پراگماتیسم پیرس

نویسندگان

1 دانشگاه شهید مطهری

doi
10.22059/jop.2019.71544
چکیده

«اصل پراگماتیکی» مبنای پراگماتیسم پیرس است. او در تأسیس این اصل تحت تأثیر دکارت و اصطلاح «وضوح» او، و کانت و معنای «پراگما» از سوی اوست. پیرس ابتدا وضوح را از منظر دکارت و لایب‌نیتس معنا می‌کند، اما آنها را کافی ندانسته و مورد انتقاد قرار می‌دهد. پس از آن، اصل پراگماتیکی  خود را ارائه می‌دهد و آن‌را به‌عنوان عالی‌ترین مرحلة وضوح معرفی می‌کند. او در نامگذاری این اصل واژة «پراگما» (‌نه پراکتیک) را برمی‌گزیند، چون مطابق نظر کانت «تجربه» در‌معنای پراگما دخالت تام دارد. این اصل، اصلی منطقی است که در نظریة تحقیق پیرس مطرح می‌شود و به آثار عملی محسوسی توجه دارد که درپی هر عقیده‌ای ایجاد می‌شود. پیرس در نظریة تحقیق از عقیده سخن می‌گوید آنگاه که انسان را آماده عمل می‌کند. او وظیفه فکر را ایجاد عادت، و هویت عادت را هدایت به‌سوی عمل می‌داند. بدین‌ترتیب، وی میان عقیده، عمل، عادت و آثار محسوس و عملی عقیده ارتباط برقرار می‌کند. این اصل هم‌چنین اصلی معنا شناختی است که کارکرد اصلی آن برطرف کردن معضلات مابعدالطبیعه و روشن ساختن بی‌معنایی برخی از گزاره‌های آن است.