نظریه مرحله‎ای و تحلیل بقا بر اساس نظریه مشابهت زمانی

نویسندگان

1 دانشیار فلسفه دانشگاه تربیت مدرس

2 دانشجوی دکتری فلسفه دانشگاه تربیت مدرس

3 استاد فلسفه دانشگاه تربیت مدرس

doi
10.22059/jop.2019.71540
چکیده

چهاربعدگرایی به عنوان یک هستی‎شناسی اشیای مادی بر این اعتقاد است که بقای اشیا در زمان، مشابه امتداد آنها در مکان است. یکی از نسخه‎های مهم این نظریه مشهور به نظریه مرحله‎ای، بر این باور است که اشیا عادی، مراحلی لحظه‎ای هستند که به واسطه داشتن مشابه‎های زمانی مختلف در زمان‎های مختلف بقا دارند. یکی از ایرادات عمده این نظر این است که این نظریه، در تبیین حقیقی بقای اشیا در زمان توفیقی ندارد. این نوشتار دو هدف دارد: ما نخست تبیین نظریه مرحله‎ای از بقا و برخی مسائل وابسته بدان (یعنی مسائل اتصاف زمانی، ارجاع و شمارش غیرزمانمند) را ارائه می‎نماییم و سپس به ذکر برخی از دشواری‎هایی که اتخاذ چنین رویکردی پدید می‌آورد، می‎پردازیم. با قطع نظر از نارسایی تحلیل نظریه مرحله‎ای از بقا و اتصاف زمانی و نقدهای مختلفی که از این حیث بر آن وارد شده است، چنین می‎نماید که راهبردهای آن در حل مشکل آن در شمارش غیرزمانمند مغایر ملاک‎های متعارف وحدت و کثرت عددی می‎باشد.