بازتاب زبان هنری نهج البلاغه در ترجمۀ سید جعفر شهیدی
نویسندگان
1 دانشیار گروه زبان وادبیات فارسی دانشگاه قم
2 استادیار دانشگاه فرهنگیان حضرت معصومه قم و مدرس جامعه المصطفی العالمیه
doi
10.22091/jls.2016.734چکیده
مجموعۀ خطبه ها، نامه ها و حکمتهای امیرالمؤمنین(ع) که جمع کنندهاش شریف رضی(ره)، به حق نهجالبلاغهاش نامیده است، بلاغت مجسم و فصاحت محقق است. زیرا به دور از ایجاز مخل و اطناب ممل، معیار تمام عیار زیبایی و الگوی کامل روشنی است به گونهای که از دیر زمان تا عصر ما موافقان و مخالفان بر آن صحه گذاشتهاند. در بین عامه از عبدالحمید کاتب تا شیخ محمد عبده و در بین خاصه از سیدرضی تا سید جعفر شهیدی همه شیفتۀ بلاغت و شیوایی آن شده اند. کلام حضرت امیر(ع) چنان آراسته به انواع آرایههای لفظی و معنوی و بدیعی است و پیراسته از حشو و اضافات بشری، که الحق لقب "اخ القرآن" گرفته است. از قدیمالایام که سخنان امیر یکّهتاز عرصۀ سخنوری، علی(ع)، به فارسی برگردانده شد، یکی از بزرگترین غبنها و خسارات فارسی زبانان عدم انتقال فصاحت و بلاغت نهج البلاغه در ترجمۀ آن بود. استاد گرانقدر و مترجم بلند مرتبه مرحوم دکتر سید جعفر شهیدی(ره) به این آرزوی دیرینه جامۀ عمل پوشاند. استاد شهیدی با تکیه بر ظرافتها و آرایههای کلام عربی و با تسلط بر دقایق و ظرایف سخن فارسی به خوبی از عهدۀ این مهم برآمد. ترجمۀ نهج البلاغۀ او، نخستین و تنها ترجمهای است که نشان دهندۀ بخشی از زیباییهای سحر قرین و آرایههای شعر آفرین امام علی(ع) است. در این مقاله با تکیه بر خطبۀ اول، نامۀ اول و حکمت اول نهج البلاغه، بازتاب شیوایی و روایی و آراستگی و پیراستگی کلام مولا علی(ع) در ترجمۀ استاد شهیدی بررسی میشود.