مدل معادلات ساختاری اثر مؤلفههای سرمایة اجتماعی بر زیستپذیری کانونهای کوچک شهری استان البرز
نویسندگان
1 دانشیار گروه جغرافیا و برنامهریزی شهری، دانشگاه پیامنور تهران، ایران
doi
10.22059/jhgr.2019.273629.1007846چکیده
تداوم و افزایش رشد شهرنشینی زیستپذیری شهرها را کاهش داده و بیتوجهی به نقش بارز سرمایة اجتماعی سبب شده است که در سالهای اخیر ساختار فضایی و کالبدی کانونهای شهری گسترش یابد و زیستپذیری شهری در اینگونه فضاها دچار ازهمگسیختگی ساختاری شود. هدف اصلی پژوهش توصیفی و تحلیلی حاضر بررسی ارتباط اثر مؤلفههای سرمایة اجتماعی بر زیستپذیری کانونهای کوچک شهری استان البرز است. اطلاعات لازم به روش کتابخانهای و میدانی بهکمک پرسشنامه بهدست آمده است. همچنین از مدل تحلیلی عاملی اکتشافی بهمنظور برآورد هریک از متغیرهای ثابت و وابستة متغیر استفاده شده است. دادههای جمعآوریشده بهکمک روشهای آماری پارامتری و ناپارامتری تحلیل شدند. برای تعیین و تأثیر مؤلفههای سرمایة اجتماعی بر زیستپذیری از نرمافزار SPSS و تحلیل مسیر استفاده شد. نتایج پژوهش حاکی از آن است که بین سرمایة اجتماعی و زیستپذیری شهرها ارتباط مستقیم و معناداری وجود دارد، اما شدت وضعیت این رابطه دربارة همة کانونهای کوچک شهری یکسان نیست. نتایج معادلات ساختاری نیز ارتباط میان سرمایة اجتماعی و زیستپذیری را تأیید کرده است؛ بهطوریکه براساس ضرایب استاندارد 83/12 = ²Rو 18/1 = T است؛ بنابراین اگر سرمایة اجتماعی (متغیر مستقل) تقویت شود، میزان زیستپذیری (متغیر وابسته) 23/3 درصد افزایش خواهد یافت. آمارهای خروجی مدل رگرسیون نشاندهندة تأثیرات متفاوت شاخصهاست؛ بهطوریکه شاخص هنجار جمعی در شهر اشتهارد 1/2- هشتگرد 06/2- و گرمدره 03/2 است. شهرهایی که جمعیت کمتری دارند، شاخصهای مذکور در آنها تأثیرگذارتر بوده است. برعکس در شهرهایی که تعداد جمعیت آنها بیشتر است (چهارباغ 2/3، هشتگرد 1/3 و اشتهارد) شاخصهای مشترک و تعاملپذیری بیشترین شاخص مثبت را نشان میدهد.