زیستجهان و پارادوکس سوبژکتیویته
نویسندگان
1 دانشیار گروه فلسفه دانشگاه زنجان
2 دانشجوی دکتری فلسفه دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران
3 دانشیار گروه فلسفه دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شمال
doi
10.22059/jop.2019.263760.1006379چکیده
چکیده هوسرل با متمایز کردن روش شهودی خود از آنچه روش رجعی کانت مینامد به دنبال رسیدن به یک معرفت استعلایی اصیل است. به نظر هوسرل مقولات کانتی صرفاً منجر به یک معرفت صوری و فاقد محتوای انضمامی دربارهی قلمرو استعلایی میشوند. برای هوسرل تنها راه روشنسازی قلمرو استعلایی برای آنکه توضیح دهد سوژه چگونه بخشی از جهان و همچنین دخیل در تقویم جهان است بازگشت به زیستجهان است. این بازگشت او را با پارادوکسی مواجه میسازد؛ اگر سوژهی استعلایی حقیقت غایی و بنیادین است، پس جهان و هرچه در آن است معنای خود را از آن میگیرد، سوژهای که از سوی دیگر در جهان است. سوبژکتیویتهی استعلایی چگونه میتواند هم سوژهای برای جهان باشد و هم ابژهای در جهان؟ سعی این نوشتار برآن است که نشان دهد چگونه تحلیل هوسرل از معنا و کارکرد زیستجهان، و نحوههای آشکار شدن اگو در جریان اپوخه، قلمرو استعلایی را در انضمامیت تاماش آشکار میکند و به حل این پارادوکس میانجامد.