ظهور دولت مدرن در خاورمیانه از منظر رویکرد جامعه‌شناسی تاریخی

نویسندگان

1 استادیار روابط بین‌الملل دانشگاه بین المللی امام خمینی (ره)، قزوین، ایران

doi
10.22054/tssq.2022.62787.1140
چکیده

آنچه که امروزه بعنوان دولت مدرن در سرزمین‌­های خاورمیانه شناخته می‌­شود در اکثر کشورهای منطقه به طور جدی با الگوی اولیه آن که در طول بیش از سه قرن در اروپای غربی شکل گرفت، متفاوت است. یکی از نشانه­‌های دولت مدرن استفاده انحصاری از قوه قهریه توسط نظام سیاسی حاکم می‌باشد که این مهم در الگوی اروپایی به واسطه فرآیند چانه‌­زنی بین نیروهای اجتماعی و دولتمردان شکل­ گرفت؛ این در حالی است که نیروهای اجتماعی فعال در خاورمیانه معاصر نقش بسیار کمرنگی در روند نهادینه­‌سازی قوه قهریه در دستان دولت­‌ها داشتند. حال این پرسش مطرح می‌­شود، چرا فرآیند دولت­‌سازی و روند تثبیت انحصار دولت بر قوه قهریه در مناطق مورد بحث، سرنوشتی متفاوت داشت. در این رابطه به نظر می­رسد نقش بازیگران بین‌­المللی در شکل­‌گیری دولت مدرن خاورمیانه­‌ای باعث شد تا اکثر دولت­های منطقه بیش از آنکه بر قدرت زیرساختاری معطوف به جریان­های اجتماعی جوامع مربوطه متکی باشند بر قدرت استبدادی برآمده بر زور و اجبار تکیه ­کنند. بعبارت دیگر حمایت قدرت­های بین­المللی از رهبرانی که به طور عمده از بقایای نظام سیاسی سابق به حساب می‌­آمدند، باعث گردید طول مدت ظهور دولت مدرن در خاورمیانه تنها به چند دهه تقلیل یابد. این نوشتار می‌کوشد ضمن اشاره به دیدگاه­های رقیب پیرامون ظهور دولت مدرن در چارچوب تحلیلی جامعه­‌شناسی تاریخی، ریشه‌­های ظهور دولت مدرن در خاورمیانه معاصر را در پرتو جامعه­‌شناسی تاریخی روابط­ بین­‌الملل بررسی نماید.