نگاهی به هنجارگریزی در شعر نیما

نویسندگان

1 دانشیار زبان و ادبیات فارسی/دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی

2 کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی/دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی

doi
10.22091/jls.2015.476
چکیده

پیام­های بسیاری در ادبیات، وجود دارد که قواعدصرفی و نحوی را در زبان مخدوش می­سازد. شکستن یا گذر از این قواعد، مخاطب را متوجه­ پیام جدیدی می­سازد. زبان ادبی معمولاً به طور آگاهانه و عمدی­، از هر قاعده­ای فراتر می­رود و به این اعتبار، شاید بتوان ادبیات را به معنای گریز از اقتدار زبان و انقلاب مداوم زبان خواند و شعر را گذر از یک معنا به معناهای بی­شمار. از طریق هنجارگریزی درمی­یابیم، شاعر با استفاده از این شگردها و فنون، چه اندازه در ایجاد حس و حال تازه، انسجام بیش­تر بخشیدن به شعر، نظام­مندسازی بهتر آن، تقویت بعد موسیقایی و تأثیرگذاری عمیق­تر آن موفق بوده است. فراهنجاری دستوری، هنجارگریزی، نحوستیزی، کژتابی، عدول از هنجار و برجسته­سازی، اصطلاحاتی است که طی چند دهه­ اخیر به محافل ادبی و متون نقد ادبی راه یافته است. مقاله حاضر، نگاهی دارد به انواع هنجارگریزی در 23 شعر نیمایوشیج و بر آن است که با تعریف این اصطلاحات و ارائه نمونه­ها و مصداق­های عینی از اشعار این شاعر صاحب­سبک ایران، کارکردهای این پدیده را به شیوه­ای توصیفی - تحلیلی نشان دهد و میزان خلاقیت شاعر را در آفرینش­های زبانی بررسی نماید.