نقد اسطوره شناختی «گنبد سیاه» هفت پیکر نظامی
نویسندگان
1 استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه علامه طباطبایی
2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه علامه طباطبایی
doi
10.22091/jls.2015.481چکیده
چکیده در این جستار، یکی از داستانهای هفت پیکر نظامی با عنوان «گنبد سیاه» براساس نقد اسطورهشناختی یا کهن الگویی تحلیل میشود. نخست این قصه را از نظر شکل و ساخت داستانی و خط سیر رویدادهای داستان براساس هرم فریتاگ بررسی کرده ایم. ساختار روایتی قصه گنبد سیاه مانند دیگر داستانهای کلاسیک و پیشامدرن، از سیری خطی پیروی میکند که دارای سه مرحله شروع، اوج و فرود یا نقطه پایان است. سپس خوانشی دیگرگونه براساس آرکیتایپهای اسطورهای آوردهایم ؛ چون مقوله سفر، آب، عدد، رنگ سیاه، اسرار و هبوط انسان که ریشه در ناخودآگاه جمعی انسانها دارند و در این داستان سمبولیکی، ابزار روایت قصه قرار گرفته اند. آنچه موجب خوشی دیگرگونه از این قصه میشود، بررسی و تفسیر کهن الگوهایی است که به طور ناخودآگاه در بافت و روایت داستان به کار رفته اند برای نمونه، کهن الگوی سفر که یکی از مهم ترین بن مایههای اسطورهای در دنیای اساطیر و افسانهها و داستان هاست و کلیت داستان براساس همین مقوله سفر شکل گرفته است.