شیوة دیالکتیکی سقراط در مواجهه با تعریف دینداری و تأثیر آن برتثبیت عقیده پیرس

نویسندگان

1 استادیار گروه فلسفه و حکمت اسلامی دانشگاه شهید مطهری

2 استادیار گروه فلسفه، دانشگاه تهران

doi
10.22059/jop.2018.240237.1006302
چکیده

بازشناسی عقاید و باورهای صحیح از خطا وکافی از ناکافی، یکی از دلمشغولی‌های عمده فلاسفه است. در این مقاله از آرای دو تن از فلاسفه‌ای که در این مورد به بحث پرداخته‌اند سخن به میان خواهد آمد. پیرس، مؤسس پراگماتیسم در قرن بیستم، از چهار روش تثبیت عقیده سخن می‌گوید: جزمی، سلطه جو، پیشینی و علمی. وی پس از معرفی و ذکر محاسن و معایب این روش‌ها، در پایان، روش علمی را به عنوان روش برتر برمی‌گزیند. از آنجا که پیرس خود اذعان دارد اندیشه‌اش، به طور کلی، تحت تأثیر افکار سقراط شکل گرفته است بر آن شدیم تا، فارغ از مباحث دیگر، اثرپذیری پیرس را از سقراط در بحث  انواع تعریف در دیالکتیک‌های سقراطی پی‌گیری کرده و نشان دهیم چگونه، به قول پیرس، پراگماتیسم، گویی واقعاً فلسفه سقراط است. در بررسی نظر سقراط، از شیوه دیالکتیکی او برای رسیدن به تعریف کلی بهره برده‌ایم که در رساله دینداری یا  اثوفرون افلاطون به کار گرفته شده است.