نظام استنتاجی منطق رواقی
نویسندگان
1 دانش آموخته دکتری فلسفه دانشگاه اصفهان
doi
10.22059/jop.2017.138343.1006207چکیده
رواقیان معتقد بودند استدلالهای معتبر از طریق "تما"ها به "اثباتنشده"ها فروکاسته میشوند؛ چنین درکی از نظام منطق رواقی که در گزارشهای نویسندگان دوره باستان به آن اشاره شده است، منطق رواقی را به مثابه نظامی اصل موضوعی با قواعد اشتقاقی منظور میکند؛ با این همه، امپریکوس در بخشی از کتاب "برضد منطقدانان" در ضمن توضیح دو مثال، اثباتنشدهها را به مثابه قواعد استنتاجی در تجزیه و تحلیل استدلالها به کار میگیرد و بوخنسکی و میتس نیز بدون توجه به چنین تعارضی، این دو مثال را همانند امپریکوس مورد تجزیه و تحلیل قرار میدهند؛ این مقاله با طرح چنین تعارضی، دو راه حل را برای برطرف کردن این تعارض پیشنهاد میکند، در راه حل نخست منطق رواقی دارای دو سطح متفاوت در نظر گرفته شده و بدین ترتیب، هم قواعد جملهای و هم قواعد اشتقاقی میتوانند هم زمان در آن به کار گرفته شوند؛ در راه حل دوم، بر اساس تحول منطق رواقی در طول زمان، هر یک از دو تفسیر بالا به یک دورهی تاریخی منتسب شده و بدین ترتیب، تعارض مورد مناقشه توضیح داده میشود.