ساختار نظام بین‌الملل و تأثیر آن بر فرایند دولت‌سازی در ایران عصر پهلوی دوم (1357ـ1324)

نویسندگان

1 دانشیار علوم سیاسی دانشگاه یاسوج، یاسوج، ایران

doi
10.22054/tssq.2021.57754.1041
چکیده

 درپی جنگ جهانی دوم با پیشر­وی شوروی برای ایجاد حریم امنیت نظامی بین مناطق نفوذ خود و کشورهای سرمایه­داری و واکنش ایالات­متحده به این تحرکات، نظام دوقطبی جنگ سرد شکل گرفت و امنیت بسیاری از کشورها بویژه ایران در معرض مخاطره قرار گرفت. از این­رو پرسش اصلی نوشتار حاضر این است که ساختار نظام بین­الملل در عصر جنگ سرد چه تأثیری بر فرآیند دولت­سازی در ایران دوره پهلوی دوم برجای گذاشت؟ فرضیه مورد آزمون پژوهش این است که ویژگی­های ساختار نظام بین­المللی در عصر جنگ سرد موجب شد پهلوی دوم در راستای حفظ موجودیت کشور و بقای رژیم خود، امنیت­جویی را در قالب جهت­گیری اتحاد و ائتلاف، در دستور کار سیاست خارجی ایران قرار دهد؛ به عبارت روشن­تر، به دلیل پررنگ بودن وجه نظامی امنیت در دوره جنگ سرد از یکسو و کسری مشروعیت و وابستگی رژیم پس از کودتای 1953 به ایالات متحده از سوی دیگر، امنیت ملی عمدتاً در قالب تنگ امنیت دولت یا امنیت رژیم تعریف شد و در نتیجه پروژه دولت­سازی در عصر پهلوی دوم از مسیر اصلی خود منحرف و سمت و سوی نظامی ـ امنیتی به خود گرفت. برای تبیین این موضوع، ترکیبی از نظریه نوواقع­گرایی ساختاری و نظریه دولت­سازی به کارگرفته شده است. یافته­های پژوهش نشان می‏دهد که موقعیت حساس ژئوپلتیکی ایران و الزامات و ضرورت­های ساختاری ایفای نقش بازیگر فعال منطقه­ای در راهبرد دفاع جهانی ایالات متحده آمریکا در نظم دوقطبی جنگ سرد، ترس از کمونیسم شوروی و ناسیونالیسم رادیکال عربی از مهمترین و بارزترین عوامل تأثیرگذار ساختار نظام بین­الملل بر امنیتی ـ نظامی­شدن سیاست­های دولت­سازی رژیم پهلوی دوم به شمار می­آید. روش پژوهش، کیفی از نوع تبیین علی و روش گردآوری داده­ها، کتابخانه­ای ـ اسنادی است.