بازخوانی حکمرانی خوب در پرتو چشم اندازهای ناهمسان: برنامه بهینه سازی سیاستگذاری عمومی، دستورکار گذار به دموکراسی یا راهبرد بازتولید هژمونی

نویسندگان

1 استادیار روابط بین‌الملل دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز.ایران.

doi
10.22054/tssq.2021.56313.1009
چکیده

 از آغاز دهه 1990 میلادی به این سو در  محافل و نهادهای ملی و بین المللی توسعه‏ای و ادبیات جهانی توسعه،  گفتمان حکمرانی خوب به گفتمانی کانونی مبدل شده است،  به گونه‏ای که هیچ تامل جدی درباره توسعه  نمی تواند آن را نادیده انگارد. با این حال،  همه کسانی که در کسوت هواخواه یا در جایگاه منتقد  به  بیان دیدگاه پیرامون مبانی  و مولفه‏ها و شاخص‏های این اندیشه اهتمام ورزیده‏اند  برداشتی یکسان و یگانه از آن عرضه نمی دارند؛  بلکه هر یک به اعتبار بنیان‏های اندیشگی، پیش ا نگاره‏های فکری و یا تجربه‏های عملی و  سیاستی خود سیمایی متفاوت از حکمرانی خوب ترسیم می‏نمایند. درنگ در نظام دلالت معنایی گفتمان حکمرانی خوب بیانگر ترکیب چندگانه‏ای از لایه‏های معنایی نا همسان است که دست کم سه خوانش یا رویکرد متمایز را بازتاب می‏دهند:خوانش سیاستگذارانه ـ تکنوکراتیک، خوانش معطوف به سیاست ورزی دموکراتیک و خوانش انتقادی شالوده شکنانه. در حالی که خوانش‏های دوگانه تکنوکراتیک و دموکراتیک به عنوان مولفه‏های اصلی سازنده جریان اصلی اندیشه ورزی درباره حکمرانی خوب برآنند تا این اندیشه را در کسوت گونه‏ای چارچوب مرجع فکری و سیاستی جهانشمول کاربردپذیر در همه جوامع عرضه نمایند، خوانش انتقادی مترصد است تا پیش فرض‏ها و دلالت‏های خاص ایدئولوژیک آن  را افشا نماید.  در نوشتار پیش رو کوشش خواهد شد تا با بهره گیری از تمهیدات برگرفته از روش‏های کیفی پژوهش  به ویژه روش تحلیل گفتمان انتقادی مفروضات،  سازمایه‏ها و نشانگرهای همبسته با خوانش‏های سه گانه حکمرانی خوب مورد واکاوی قرار گیرد.