الهام و معرفت در فلسفهی سقراط و افلاطون
نویسندگان
1 دانش آموخته دکترای تخصصی فلسفه
doi
10.22059/jop.2017.62949چکیده
در نوشتههای افلاطون، از مجموعهی دریافتهای غیبی یا الهامهای گوناگونی یاد میشود که سروش ایزدیِ سقراط (یا دایمونیون)، ندای رؤیاهای سقراط، و غیبگوییِ کاهنان و شاعران را در بر میگیرد. روایت افلاطون از برخورد سقراط با نداهای غیبیاش حاکی از آن است که این نداها هشدارهاییست که سقراط را بر اساس حکمت الهی هدایت میکند؛ ولی هیچگاه او را از سرچشمهی معرفتی خود آگاه، و از جستوجوی معرفت به روش فلسفی بینیاز نمیسازد. غیبگوییهای شاعران و پیشگویان نیز از جانب ایزدان به آنان الهام میشود؛ ولی آنان در حال دریافت الهام بیخویشتن و شیدایند و از آنچه میگویند آگاه نیستند. این غیبگوییها هشدارها و راهنماییهایی بسیار حیاتی در موقعیتهای خاص برای مردمان به ارمغان میآورد؛ ولی آنان را در معرفت ایزدان سهیم نمیسازد. بنابراین، از دیدگاه سقراط و افلاطون الهام، منشأ ایزدی دارد و پیامها و رهنمودهای ارزشمندی برای آدمیان به همراه میآورد و آنان را در رویارویی با مسائل و مشکلات یاری میرساند؛ ولی هیچگونه الهامی، معرفت والا و راستینی را که فیلسوف میجوید، برای او حاصل نمیآورد.