زمانپریشی در تدوین تاریخ فلسفه
نویسندگان
1 استادیار گروه فلسفه دانشگاه قم
doi
10.22059/jop.2017.62960چکیده
زمانپریشی (آناکرونیسم) در روایت تاریخی یعنی دستکاری در ترتیب اجزای داستان، و پسوپیشکردن آن. سؤال محوری این مقاله آن است که آیا احتراز از زمانپریشی در روایت تاریخ فلسفه مطلوب یا حتی ممکن است؟ برخی روششناسان تاریخنگاری مانند کوئنتین اسکینر و همچنین فیلسوفانی مانند مرتضی مطهری زمانپریشی را خطا انگاشتهاند. مبنای نظری این نگرش در قالب «اصل دسترسپذیری» صورتبندی شده که بکارگیری هرگونه منابع معرفتی را که در دوره مورد بررسی در دسترس نبودهاند منع میکند. بر این اساس چگونگی تاریخنگاری مسألهمحور فلسفه و حتی امکانپذیری آن دچار چالش میگردد. در مقابل برخی اندیشمندان دیگر گونههایی از زمانپریشی را در روایت تاریخی مطلوب یا حتی ناگزیر دانستهاند. آرتور دانتو با معرفی «جملات روایی» و احد فرامرز قراملکی با تعریف مطالعه تاریخی به «شناخت سَلَف در پرتو خَلَف» از این دستهاند. این مقاله به تقریر دیدگاه طرفین، مبانی نظری و اشکالات وارد بر هریک پرداخته و پاسخ آن سؤال را به اتخاذ موضع تاریخشناسانه احاله میدهد.