سنجش و تحلیل وضعیت آگاهی محیطزیستی در سکونتگاههای روستایی پیرامون شهر یاسوج
نویسندگان
1 استاد گروه جغرافیا انسانی دانشگاه تهران
2 دانشیار گروه جغرافیای انسانی دانشگاه تهران
3 کارشناس ارشد جغرافیا و برنامهریزی روستایی دانشگاه تهران
doi
10.22059/jhgr.2019.281345.1007930چکیده
دستیابی به پایداری محیطزیستی روستایی متأثر از سطح آگاهی محیطزیستی افراد است. آگاهی محیطزیستی نیز از عوامل متعددی تأثیرپذیر است. پژوهش توصیفی-تحلیلی و پیمایشی حاضر با هدف سنجش و تحلیل آگاهی محیطزیستی در روستاهای پیرامون شهر یاسوج انجام شده است. اطلاعات مورد نیاز بهکمک روشهای میدانی (پرسشنامه و مصاحبه)، اسنادی و مراجعه به سازمانهای مرتبط جمعآوری شده است. جامعه آماری پژوهش خانوارهای روستایی ساکن روستاهای پیرامون شهر یاسوج هستند که براساس فرمول کوکران 384 خانوار در 10 سکونتگاه روستایی بهصورت تصادفی سنجیده شدند. همبستگی میان آگاهی محیطزیستی و سن پاسخگویان نشاندهندة رابطهای منفی و معنادار است. سنجش رابطة میان آگاهی و جنسیت پاسخگویان نیز نشاندهندة نبود رابطة معنادار است. درحالیکه میان آگاهی محیطزیستی و سطح تحصیلات پاسخگویان رابطهای مثبت و معنادار وجود دارد. همچنین نتایج تحلیل همبستگی نشان میدهد میان سطح آگاهی محیطزیستی ساکنان و گرایش به تخریب محیط طبیعی رابطهای منفی و معنادار وجود دارد بهطورکلی نتایج پژوهش نشان میدهد آگاهی محیطزیستی روستاییان در سکونتگاههای پیرامون شهر یاسوج در سطح متوسطی قرار دارد. با توجه به مشاهداتی که از منطقة مورد مطالعه بهدست آمد، بهنظر میرسد تصور ساکنان از مشکلات محیطزیستی بیشتر متأثر از تجربههای روزمره است. از سوی دیگر، اقدامات مردم و وضع محیطزیست سطح متوسطی از آگاهی محیطزیستی را در منطقة مورد مطالعه نشان نمیدهد؛ یعنی میان نگرش و عمل در رفتارهای محیطزیستی شکاف عمیقی وجود دارد.