تفسیر: هرمنیوتیک چیست؟

نویسندگان

1 دانشگاه علم و فرهنگ

doi
چکیده

هرمنوتیک، به‌عنوان نظریه تفسیر، ابتداً در رابطه با تفسیر متن دینی و در بستری پروتستان مطرح شد: اینکه تفسیر متن دینی چیست و آیا هر تفسیری از متن مقدس را می‌توان پذیرفت؟ اما ورود نظریه هرمنوتیک به علوم انسانی و اجتماعی پرحاشیه و دامنه‌دار بوده است. از سویی عده‌ای معتقدند که هرمنوتیک به نسبی‌گرایی منجر شده است که هر تفسیری را موجه می‌شمرد. از سوی دیگر هرمنوتیک به "غیر تئوریک" بودن متهم شده است که بر چارچوب خاصی استوار نیست. گادامر به‌عنوان یکی از شاگردان اصلی هایدگر، یکی از اصلی‌ترین چهره‌های مهم هرمنوتیک در قرن بیستم بوده است که به مسئله فهم پرداخته است: سؤال اصلی گادامر این است که فهم یک متن و یا فهم دیگری چیست و در فرایند فهم چه اتفاقی روی می‌دهد؟ آیا می‌توان از ایده معنای عینی متن دفاع کرد؟ مقاله همچنین به نزاعی که میان گادامر و هابرماس دربارۀ ایدآل نقد روشنگری وجود دارد می-پردازد و پاسخ گادامر به اتهام نسبی‌گرایی را به‌تفصیل بیان می‌کند: اینکه آگاهی به محدودیت‌ها در فهم لزوماً به نسبی‌گرایی منجر نخواهد شد. در قسمت پایانی مقاله مسئله فهم دیگری مطرح می‌شود. نویسنده استدلال می‌کند که فهم دیگری به نظریه وابسته نیست فهم اساساً یک موضوع نظری نیست. فهم با بردباری و از زندگی با دیگران ناشی می‌شود.

کلیدواژه‌ها