تعریفِ «فلسفه» و «فیلسوف» در فایدونِ افلاطون

نویسندگان

1 دانش‌آموخته دکتر ی فلسفه، دانشگاه شهید بهشتی

doi
10.22059/jop.2015.56683
چکیده

این مقاله تبیینی است از دگرگونی دیدگاه افلاطون نسبت به معنای «فلسفه» و «فیلسوف» در فایدون در مقایسه با آثارِ پیشین او. فایدون تأویلِ افلاطون از زندگی و فلسفه و مرگ سقراط بر اساس آموزه‌های فرجام شناختی اورفیوسی و فیثاغورثی است. او در خلال این تأویل، بدبینیِ معرفت‌شناختیِ خویش و راه برون‌رفت از آن را بازمی‌گوید. او سقراط را نمونه‌ی آرمانیِ فیلسوفی می‌شناسد که با پی بردن به جهل خویش و موانع کسب معرفت در این جهان، روح خود را از دلبستگی‌های مادی پاک و وارسته و آماده‌ی پرگشودن از زندان جسم ساخته است، تا بتواند در ساحتِ برینِ نامادی به معرفت نائل آید. بدین‌سان، افلاطون به تعریف خاص خود از «فلسفه» و «فیلسوف» دست می‌یابد. بر اساس تعریف او، فلسفه راه رستگاری، و فیلسوف کسی است که در جست‌وجوی معرفت خود را آماده‌ی مرگ و رستن از جهان می‌سازد.