خود آیینی و اجتماع اخلاقی در فلسفه اجتماعی کانت

نویسندگان

1 استاد دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران

2 دانش‌آموخته دکتری جامعه‌شناسی فرهنگی نظری دانشگاه تهران

doi
10.22059/jop.2015.54162
چکیده

با اینکه کانت نوشته­های قابل توجهی در فلسفه­ی سیاسی و اجتماعی دارد، آراء وی در این حوزه عموماً در سایه فلسفه نظری وی و نیز فلسفه­ی سیاسی و اجتماعی هگل واقع شده و بنابراین، کمتر مورد توجه جدی قرار گرفته است. اما برای درک اهمیت آراء سیاسی و اجتماعی کانت لازم است آراء او در این زمینه در نسبت با آراء پیشینیان وی خوانده شود. در این مقاله قصد داریم فلسفه­ی سیاسی و اجتماعی کانت را در امتداد آراء ژان ژاک روسو و به ویژه مفهوم «اراده­ی عام» وی مورد بازخوانی قرار دهیم و نشان دهیم که چگونه کانت در جهت تکمیل و بلوغ فلسفه­ی سیاسی و اجتماعی روسو گام برداشت. در اینجا بررسی خواهیم کرد که چگونه کانت با تأثیرپذیری از روسو، نسخه­ای بنیادین از «خود آیینی اراده» ارائه داد و قانون‌گذار بیرونی را به «خودقانونگذاری» تبدیل کرد و با رفع ناهمسازی­های فلسفه­ی سیاسی و اجتماعی روسو، فصل جدیدی را در فلسفه­ی سیاسی و اجتماعی ­گشود.