بررسی برخی پیامدهای معرفتی و سیاسی آموزه‌های رورتی و گادامر در باب حقیقت

نویسندگان

1 استادیار گروه فلسفه دانشگاه آزاد اسلامی واحد بندرعباس

doi
10.22059/jop.2015.54165
چکیده

در این مقاله، به بررسی انتقادی آموزه­های رورتی و گادامر در باب حقیقت از طریق تحلیل پیامدهای نامطلوب معرفتی و سیاسی آن پرداخته می­شود. رورتی حقیقت را نفی می­کند و آن را صرفاً بیانگر ویژگی جمله­ها می­داند. اما گادامر حقیقت را نفی نمی­کند و آن را به مثابه آشکارشدگی، واقعه­ای می­داند که از دل گفت­و­گو آشکار می­گردد و آدمی به مقتضای سنتی که درون آن پرتاب شده است از حقیقت بهره­ا­ی محدود، سیال و تاریخمند می­برد. با وجود اینکه آموزه­های گادامر و رورتی در تفسیر و پذیرش حقیقت مختلف­اند، اما با پیامدهای مشابه­ای مواجه­اند، و این امر درست برخلاف آن چیزی است که آن‌ها می­خواهند: نسبی­گرایی معرفتی، نفی اصالت عقل، نفی اندیشه انتقادی، امتناع اصلاح­گری، امتناع گفت­و­گو، خشونت و به خطر انداختن آزادی عقلانی.