عمل و نظر در اندیشهی هیدگر و کوششی برای قرائت میان فرهنگی از آن
نویسندگان
1 دانشیار گروه فلسفه دانشگاه علامه طباطبایی
doi
10.22059/jop.2014.51919چکیده
مقاله مترصد بیان این نکته است که در اندیشهی مارتین هیدگر مناسبات نخستین آدمی با عالم در عرصهی عمل شکل میگیرد و در این قلمرو آدمی به سبب واقعشدن در مناسبات ابزاری عالم ضمن بهرهمندی از معنیداری چندان در بند تأملات نظری نیست. با ظهور اختلال در این مناسبات هنگامیکه اشیاء از بستر و بافتار خود جدا میشوند مجالی برای نظر ورزی پدید میآید که حاصل آن ملاحظهی ابزارها، فارغ از پیوندهای معنا بخش آنها است. اخلاق در تلقی هیدگر که از نوع اخلاق مبتنی بر مبالات است بهرهای از دریافتهای وجودی اندیشمندان در ادوار تاریخی است که سپس تدوین و تفصیل مییابد. نظامهای اخلاقی در روزگار بحران یعنی در شرایط فقدان معانی وجودی چنان از مبادی خود دور میشوند که الزامات خود را از دست میدهند. ازاینروی تدوین دستورهای اخلاقی نو منوط به گذار از بحران و تجدیدعهدی تازه با هستی است. فلسفهی میان فرهنگی در این میان با توجه به ویژگیهای نفی مطلقانگاری و خویشتنمحوری میتواند به آراء هیدگر از منظر نسبت نظر و عمل نزدیک شود.