نوس: دانشِ علمی برهان ناپذیر و مَلَکهی معرفتی ارسطو (بخش دوم)
نویسندگان
1 دانشیار گروه فلسفه دانشکده ادبیات دانشگاه تهران
doi
10.22059/jop.2014.51920چکیده
موضوع اصلی این مقاله بررسی چیستی نوس است. در این مقاله برای آشکار شدن چیستی نوس نخست روشن میشود که هم دانش علمی دو گونه است: برهان پذیر و برهان ناپذیر، هم نوس در آثار ارسطو با دو وجه نظر و به دو معنای درهمتنیده آمده است. از یک منظر نوس دانش علمی برهان ناپذیر، و از منظر دیگر نوس هکسیس و ملکهی معرفتی نفس است که در چشم ارسطو از این حیث سه کارکرد ویژهی اصلی دارد: تحصیل اصولی که دانش علمی بر آنها مبتنی است، درک کلیات در جریان ادراک حسی بالفعل، درک گزارههای کلی در جریان استقرا (اپاگوگه). این بدان معناست که نوس بهمثابه خاستگاه دانش علمی برهان پذیر هم خودِ فرایندِ فراچنگ آوردنِ دانش علمی برهان ناپذیر است هم نتیجهی نهایی آن فرایند. به نظر میرسد درک درستِ نکتهی اخیر ابهامهای موجود در باب چیستی نوس را از بین میبرد.